|
|
|
|
|
مندرج در جلد دوازده کتاب توسعه به قلم علی اشرف درویشیان در ابتدای این مقاله، نگارنده به ریشه یابی شکوفایی هنر و ادبیات معاصر می پردازد؛ با توجه به پیروزی انقلاب مشروطه و روند آشنایی با غرب و تاثیر آن و در پی تزلزل حکومت های خودکامه باعث شد، قدرت مردم در پرتو آزادی جلوه کند. در این دوره زبان رسمی درباری در شعر و ادبیات به زبان مردم کوچه وبازار تغییر می کند و در پی آن تاثیر ادبیات غربی و همچنین آزادی نیم بند آن دوران باعث آفرینش و خلق آثار ادبی معاصر و متفاوت با آثار گذشته گشت وباعث شد،که در آثار ادبی نویسندگان ما، به مسائل اجتماعی و سیاسی مردم توجه کنند که آثار مشهور و آزادی خواهانه آن بصورت واضح در آثار جمالزاده،هدایت ،بهرنگی و... می توان دید. مساله دیگر ادبیات امروز است،ایشان در این مقاله عقیده دارند تعداد جوانان اهل قلم ما کم نیست و با توجه به این امر، مساله را مطرح می کنند: ((چرا با وجود بسیاری نویسندگان جوان، تا کنون سبک مشخصی به وسیله آنها بوجود نیامده است؟ هاینریش بل نویسنده آلمانی به این سوال ما پاسخ قابل توجهی دارد:سبک، زمانی پدید می آید که اصطکاک باشد،بحث و جدل باشد تا نوشته ها بتواند بازتاب داشته باشند.)) ایشان علت رونق ادبیات ما را در بحث ها و جدل های دهه 40بیان می کنند،که ما حتی در مسائل ملموس تر نیز شاهد این ماجرا هستیم رخوت و عدم پویایی در جامعه دانشگاهی ما شاید به این علت باشد، از جمله نزول نشریات دانشجویی از نظر تعداد و محتوا... با طرح مساله تعهد و عدم تعهد در نویسندگی در پی آن بیان می کنند: (( بی تردید، روند توسعه و نو شدن جهان و زندگی انسانی، توقعات و انتظارات تازه و نوعی با خود همراه دارد، همراه با توسعه جامعه، پدیده های نو زاده می شوند. هر پدیده جدید و نو به این خاطر بوجود می آید که آنچه کهنه است دیگر جوابگوی مخاطبان خود نیست و ضرورت ایجاب می کند که پدیده جدید جای آن را بگیرد،اما نباید فراموش کنیم که نویسندگی تنها انتخاب کلمات شسته و رفته و قرار دادن ویرگول و علامت سوال در جای مناسب خود نیست و فراموش کردن نقش انسان وجایگاه او،رنج ها،پیروزی ها و مبارزه های او، آزادی خواهی و ستم ستیزی او، تلاش او برای بهتر زیستن در یک اثر هنری، آن را فاقد جذابیت لازم برای مخاطب می سازد. از طرفی نویسنده نمی تواند سیاسی نباشد و حتی نمی تواند دست به کار سیاسی نزند. زیرا او با کلام سرو کار دارد و ایجاد سد و مانع در برابر ابزار کلام، نویسنده را دچار خفقان می کند و او برای فرار از این خفقان، ناچار باید فریاد آزادی خواهی سر دهد ودر اوج قله آزادی قرار گیرد، یعنی باید ارتفاع گیرد.)) ایشان تعهد نویسندگی را در شجاعت وی برای دفاع از آزادی به عنوان ابزار پیش رونده جامعه می دانند نویسندگان در جامعه ما، بخصوص جامعه با سایقه عرفان زده ایران برای تغییر و توسعه به سمت سبک های واقع گرا و علت یاب مانند سبک های رئال نیاز به شجاعت و تکیه بر اصل آزادی بعنوان اصل پایه ای توسعه دارند و در آخر هم اینچنین بیان می کنند: ((مرگ و زندگی ادبیات و هنر (هستی ادبیات و هنر) به آزادی جامعه بستگی دارد و در جامعه اختناق زده، هنر و ادبیات رو به مرگ می رود. پس نویسنده باید هم عقاید سیاسی و هم عقاید اجتماعی خود را در خدمت به دست آوردن آزادی در جامعه به کار گیرد. اما اگر نویسنده با موضع گیری سیاسی خود در برابر آزادی جامعه سدی ایجاد کند و هستی ادبیات و هنر جامعه را بخطر بیندازد، باید با آن مبارزه کرد، البته چنین نویسنده ای به خاطر یک سو نگری و یک بعدی بودن نگاهش نمی تواند اثر با ارزشی خلق کند و دیر یا زود خود و آثارش به فراموشی سپرده می شود. زیرا هر پدیده ای چه هنری و چه غیر هنری، بخواهد جلوی آزادی اندیشه و بیان جامعه را بگیرد و نوعی تفکر قالبی در ذهن جامعه وارد کند، محکوم به فناست و نویسنده باید از نزدیک شدن به آن پرهیز کند.)) |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 1:44 توسط نیلوفر
|
|
||
|
|
|
|
|
راست یا وارونه هر وقت کسی را می بینم که وارونه در آب ایستاده خنده ام می گیرد هر چند نباید بخندم چون شاید در جهانی دیگر دیاری دیگر زمانی دیگر او راست ایستاده باشد و من وارونه. ((شل سیلور استاین)) |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 22:35 توسط نیلوفر
|
|
||