|
|
|
|
|
ساده است نوازش سگی ولگرد شاهد آن بودن که چه گونه زیر غلتکی می رود و گفتن که «سگ من نبود». ساده است ستایش گلی چیدنش و از یاد بردن که گلدان را باید آب داد. ساده است بهره جویی از انسانی دوست داشتنش بی احساس عشقی او را به خود وانهادن و گفتن که دیگر نمی شناسمش. ساده است لغزش های خود را نشناختن با دیگران زیستن به حساب ایشان و گفتن که من اینچنینم. ساده است که چگونه می زییم باری زیستن سخت ساده است و پیچیده نیز هم. سکوت سرشار از ناگفته هاست: چیدن شپیده دم/شعرهای مارگوت بیکل؛ترجمه فارسی احمد شاملو کاش همیشه پیچیده باشم ، پیچیده برای تمام دوست داشتن هام و دوستانم، پیچیده پیچیده... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم مهر 1387ساعت 12:4 توسط نیلوفر
|
|
||
|
|
|
|
|
ای کاروان آهسته ران، کارام جانم می رود... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 21:50 توسط نیلوفر
|
|
||