|
|
|
|
|
یه همدم می خوام، یه همراه می خواهم یکی که باهم بلند شیم و این روزای سگی و باهام بریم، آنقدر بی دلیل و بی بدیل بخندیم که همه چی سهل شه حتی سختی این روزام... این روزا خودم را می خواهم، همدمی و همراهی خودم را فقط. همه اش دلتنگ می شم اما ترحم نمی خواهم ، خودم را می خواهم . دلم تنگه تو خیابونای شلوغ با خودم برم و حرف بزنم و با خودم هجی کنم دلم می خواهد وقتی تو شلوغی خیابان ولیعصر خودم را پیدا می کنم صورتم خیس نباشه. تنهایی و می خواهم بدون ترحم... می خواهم به آیینه نگاه کنم و خیلی چیزا رو نبینم.... دلم برای همه چی و هممون نسوزه. دلم جسارتم می خواهد. کاش فقط پیدام بشه ...ساده است که چگونه می زییم
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 0:22 توسط نیلوفر
|
|
||